تبليغاتX
اينجا نيستم!

كوتاه اما عميق...

 

باشگاه بدنسازی ها شلوغ شده

با چی می خواهیم بجنگیم؟!

+ نوشته شده در جمعه سوم مهر 1388ساعت 15:3 توسط ALI

 

گفتیم:

مرگ آماده ایم!

انگار نه انگار !

+ نوشته شده در دوشنبه دوازدهم مرداد 1388ساعت 2:20 توسط ALI

 

مي نويسم

تو كه نوشته هايم را نمي خواني

خدايت را صدا مي زنم!

+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 11:52 توسط ALI

 

در این جا چار زندان است
به هر زندان دو چندان نقب، در هر نقب چندین حجره، در هر
حجره چندین مرد در زنجیر ...

 

احمد شاملو

+ نوشته شده در دوشنبه سی و یکم فروردین 1388ساعت 0:24 توسط ALI

 

هميشه مي گذرد

اما گذشتن داريم تا گ ذشتن!

 

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388ساعت 18:20 توسط ALI

 

هزار نويسنده

هزار شاعر

به گرد پاي تو كه نمي رسند

اي عشق ِ من

+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم دی 1387ساعت 21:31 توسط ALI

 

پست ۲۴

سكوت است وعشق وتو

برايم عدد مقدسي است

خودت كه مي داني

+ نوشته شده در دوشنبه هشتم مهر 1387ساعت 23:17 توسط ALI

 

من عمله‌ي ِ مرگ ِ خود بودم
و اي دريغ که زنده‌گي را دوست مي‌داشتم!

آيا تلاش ِ من يک‌سر بر سر ِ آن بود
تا ناقوس ِ مرگ ِ خود را پُرصداتر به نوا درآورم؟


من پرواز نکردم
من پَرپَر زدم!

"شاملو"

+ نوشته شده در دوشنبه هشتم مهر 1387ساعت 23:6 توسط ALI

 

وقتي كه نمي دوني خوشحالي يا ناراحت

وقتي كه نمي دوني زندگي رو مي خواهي يا مرگو

مي دوني به اين مي گن...گـــــه گـ يجه...!

+ نوشته شده در دوشنبه هفتم مرداد 1387ساعت 1:58 توسط ALI

 

دلم براي اينجا تنگ شده بود

مث هميشه مي گذره....

..

اگه اين درس ها بگذاره....

دوباره برمي گردم

+ نوشته شده در شنبه چهارم خرداد 1387ساعت 2:11 توسط ALI